تبليغاتX
صحبت هایی با بوی پا ، یک طنز اجتماعی

صحبت هایی با بوی پا ، یک طنز اجتماعی

اخه یکی به من بگه پاکش هم شد اسم....

بازداشت گروه تأتر زیرزمینی پارادوکس در شیراز به سرپرستی مریم زارع در 29 آذر 1390.

بازداشت گروه تأتر زیرزمینی پارادوکس در شیراز به سرپرستی مریم زارع در 29 آذر 1390.
این گروه فعالیت خود را از 1389 شروع کرد وبه اجراهای زیر زمینی با موضوع های سیاسی اجتماعی و دفاع از حقوق زنان پرداخت در پی آخرین اجرای این گروه که در راستای تحریم انتخابات مجلس نهم صورت پذیرفت .ازءاین گروه دستگیر و تا کنون خبری از آنها دریافت نگردیده است.این در حالی است که طی تحدید تلفنی از سرپرست گروه خواستار توقف اجرا شده بودند.
برای حمایت از این هنرمندان لطفا این مطلب رو روی صفحات خودتان بگذارید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت   توسط کیهان  | 

تاسوعای ایرانی!!!

شعار : اين ماه ماه خونه، يزيد سرنگونه ديکتاتور نمونه، امسال سرنگونه امام زمان خودش مياد، نائب زوري نميخواد ما میگیم شاه نمیخوایم، اسمشو رهبر میذارن عکس خميني به سر نيزه هاست، مرگ بر اين حکومت عمروعاص اوني که تقلب کرده، عکسا رو پاره کرده اگه امام زنده بود، شک نکنيد با ما بود حسين حسين شعارشه، کهريزک افتخارشه اي رهبر آزاده، تجاوزم آزاده؟! اين دولت فاشيسته، يه جا بايد بايسته ابوالفضل علمدار/ دیکتاتوری رو بردار اشک تمساح نميخوايم، دولت مصباح نميخواي 


 ايا از مشکل جنسي رنج ميبريد؟ آيا جنس مخالف و حتي موافق توجهي به شما نمي کند؟ آيا از کودکي عقده هاي رواني بسياري داشته ايد؟ آيا هميشه در دوران کودکي کتک ميخورديد؟ آيا چندين سال است که در کنکور قبول نميشويد؟ چاره مشکل شما در دستان ماست امروز ثبت نام کنيد فردا تجاوز کنيد (روابط عمومي بسيج

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت   توسط کیهان  | 

بازگشت همه به سوي اوست...

بازگشت همه به سوي اوست...

درگذشت آیت الله منتظری مرجع تقلید شیعیان را به عموم هموطنان عزیز تسلیت عرض میکنیم.

منتظری

منتتظری آزادیت مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت   توسط کیهان  | 

قايقي خواهم ساخت

قايقي خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ‌كسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.

قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبي‌ها دل خواهم بست
نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در مي‌آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي‌گيران
مي‌فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
"دور بايد شد، دور."
مرد آن شهر اساطير نداشت.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.

هيچ آيينه تالاري، سرخوشي‌ها را تكرار نكرد.
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره‌هاست."

هم‌چنان خواهم خواند.
هم‌چنان خواهم راند.

قایقی خواهم ساخت


پشت درياها شهري است
كه در آن پنجره‌ها رو به تجلي باز است.
بام‌ها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري مي‌نگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتي است.
مردم شهر به يك چينه چنان مي‌نگرند
كه به يك شعله، به يك خواب لطيف.
خاك، موسيقي احساس تو را مي‌شنود
و صداي پر مرغان اساطير مي‌آيد در باد.

پشت درياها شهري است
كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشني‌اند.

پشت درياها شهري است!
قايقي بايد ساخت.

قايقي بايد ساخت

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط کیهان  | 

من یک منم!

تا حالا تو google  سرچ کردید "کیهان سپهری"  یعنی من دیگه؟!!!

فقط منم!!!!!!!!!!!!

فقط من.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت   توسط کیهان  | 

پايينم سوخت

سلام

به قسمت تهتاني بدن (باسن)  همان ته هم گفته ميشود.  مال اينجانب تا ته سوخت.

واسه يه بنده خودايي كه خدا رحمتش كنه كار ميكردم (واسه سايتش) . اين بنده خدا رو همه به اسم حاجي ميشناسنش .  تو مسجد محل صف اوله و خيلي ادعاش ميشه كه وثلا خدا ترسه.

كارم كه تموم شد فكر ميكنني جوابش به من چي بود زماني كه خواست پول رو بده؟!!!!

بنده موافقت نميكنم براي پول. شما كاري نكردي

 

دستشون درد نكنه. دلم پر بود گفتم خالي شم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت   توسط کیهان  |